روزانه/تولد عادت میکنیم
اول :سلام به همه دوستان خوبم
دوم : معذرت به خاطر پراکنده گی در گفتار که اثر مستقیمی در نوشتارم دارد .
سوم :گفتن از گرفتاریها شخصی کار همیشگیمه .نمی خوام بنالم اما زمان می گذره .هر وقت بعد مدتها می یام اینجا و می بینم خیلی ها بهم سر می زنن حس خوبی دارم .
چهارم :یک سال از بازگشایی عادت میکنیم من میگذره آبانماه سال گذشته شروع به نوشتن در عادت میکنیم کردم .(با احتساب وب لاگ پرشین ) اولین بار تو وب لاگم عکسی از دماوند گذاشتم خودم خیلی اون عکسو دوست داشتم . با عادت میکنیم خیلی دوستهای خوبی پیدا کردم حال و هوایی خاصی داره این فضا و این سری از دوستانی که من اینجا دارم(بهتره بگم ما اینجا داریم) دل نوشته ها/ داستانها /روزانه ها /خیلی از دوستان جزوی از زندگی من شده جوریکه الان وقتی دیر به دیر می یام اینجا دلتنگ و نگران همگی می شم.خیلی به همه احترام می زارم و دوستتون دارم امیدوارم بتونم تو این محیط مثل قبل با عادت میکنیم و نوشته های قشنگ همگی باشم . وب لاگ عزیزم تولدت مبارک .منو ببخش که سالگرد تولدت اصلا حال خوشی ندارم (نه خیلی قبلا خوب بودم و خوب می نوشتم )
پنجم:کارهای روزمره طبق معمول ادامه داره فعلا در دو جا مشغولم خیلی سر در گمم از خودم بدم می یاد که تصمیم نهایی را نمیگیریم راستش یک کاری کردم که دیگه داره بد می شه و همه از دستم عاصی هستن .مثلا می خواستم درستش کردم بدتر کردم .(از اینجا مونده از اونجا رونده)دو ماه که فشار خیلی زیادی روی منه. هم کاری/ هم روحی .من نمی دونم چرا هر وقت هر ادمی دچار بحران میشه این بحران از همه جهت براش پیش می یاد .تو این اوضاع و احوال که خیلی احتیاج به همفکری و همکاری داشتم همسر گرامی حسابی از خجالتم در آمد تا می تونست روی اعصاب من راه رفت . واقعا جای تقدیر داره .خیلی این مدت بهم سخت گذشت خودم می دونم که دو جا کار کردن باعث می شه کمتر به خونه برسم اما همه اینها موقتی بوده من شخصا خودم هم مایلم یک جا کار کنم اما چه کنم که برای کات کردن یک کار زمان نیاز داشتم و دارم و تو این بازه زمانی باید سختی کشید .حالا اگر بخوای موضوع را برای نزدیکترین شخص زندگیت مدام تشریح کنی و مدام بهش بفهمونی که جریان ازچه قراره واویلاست !!!! پس جهت فهماندن به بقیه که فک میکنن واسه پول که من دارم خودمو تیکه پاره میکنم باید چه کار کرد؟؟ .همه و همه از مامان و خاله و دوستام گرفته تا بعضی از همکارام که تو این بحث بودن مدام بهم میگن این چه وضعیه ؟خودتو داری از بین می بری و این حرفا ؟جالب اینجا است که من با اینکه این مدت اینهمه مشغله داشتم از هیچ کار ی که به همسرو دوستان و خانواده مربوط می شد صرفنظر نکردم حتی شده تا آخر شب به همه سرویس می دادم از مهمونی تا خرید وپیک نیک و از خودم و استراحتم میزنم ....مبادا کسی فک کنه حالا چون من دارم کار میکنم از همه بریدم و فقط کار و کار وکار نباشه با اینحال که اینهمه فشار رو خودم بود همه ناراضین شاید من اشتباه کردم .بابا من خودم را هم دوست دارم قصد خودکشی هم ندارم تو اینکارا هم همچین خیلی پول نیست اما همه اینها زمان نیاز داره خسته شدم از بس توضیح دادم .......
ششم :ماه پیش تو برد شرکت اطلاعیه زده بودن پرداخت حقوق ماه آینده بصورت درصدی و با تاخیر پرداخت می شود .اینو داشته باشید ..تو شرکت ما استفاده از موبایل دوربین دار ممنوع است .(استفاده از هر گونه تکنولوژی ممنوع است مگر با مجوز )موبایل خودم دوربین داره اما اینقدر حافظه اش پره که اصلا عکس نمیگیره ۳۰ تا فایل باید حذف کنی تا یک فایل عکسی بتونی اضافه کنی.با اینحال من موبایلمو تحویل نمی دم!!!!! اما ازش استفاده هم نمیکنم سایلنت نگهش می دارم فقط اس ام اس اونم خیلی ضروری جواب میدم و اگر تماس نا موفق داشته باشم خودم در اسرع وقت تماس می گیرم .نمی دونم تقریبا چند نفر موقع ورود موبایلها را به حراست تحویل می دن .هفته پیش مرخصی گرفته بودم . یکی از اونروزها بطور ناگهانی از پرسنل منابع انسانی (مسیولین امور/ وابسته به رییسان ارشد)ساعت استراحت پرسنل خط تولید به غذاخوری می ره و مچ خیلی ها را که داشتن موبایل بازی می کردن میگیره و نتیجه این می شود اخطار کتبی و کسر حقوق جهت کار کنان خط تولید (کسانیکه که موبایل دور بین دار داشتن که تعدادشون کم هم نبوده).(حالا معنی اون اطلاعیه ابتدا ماه را متوجه می شم دیگه لازم نیست درصدی حقوق بدن خود مبلغ درصدی شد )
نتیجه ششم :من با رعایت کردن قانون مخالف نیستم می بایست به قانون عمل کرد .آیین نامه شرکت بوده حالا درست یا غلط باید اجرا می شده اما اگر قانونی هست باید برای همه باشه نه برای یک عده خاص اونم فقط تو خط تولید .چرا برای مدیران وکارمندهای ارشد اداری این قانون نیست این حرکت یعنی اینکه ما این کارو با قشر ضعیفتر می کنیم تا بقیه حساب کار دستشون بیاد .اتفاقا این سختگیری باید در مورد کادر اداری که دسترسی به تمام اسناد دارن انجام بشه نه در مورد بچه های خط تولید که از صبح تا ظهر نشستن دارن یک کار روتین در محدوده خودشون (با چند تا سر پرست و مدیر بالاسرشون )انجام می دن حتی نمی تونن با بغل دستیشون حرف بزنن و دستشویی هم که بخوان برن باید با سرپرست خط هماهنگی کنن مبادا زمان سنجی خط که تایم گرفتن بهم بخوره . این طفلکا از کجا می خوان عکس بگیرن !!!!گیرم از خط خودش عکس گرفت خط بعدی چی!!!!(که اونم امکان نداره ) حالا تو ساعت استراحتشون دارن اون کاری که مایلن انجام می دن !!!چه می دونم موزیک گوش می دون بلوتوث بازی می کنن یا اینکارهایی که جوانها میکنن !!!نمی دونم چی بگم .من اونروز مرخصی بودم اما عذاب وجدان دارم از اینکه چرا باید فقط یک عده جواب بدن پس ماها چی ؟؟یکی از همکارام بهم گفت بابا تو دیگه کی هستی ؟؟ خدا راشکر به خیر گذشت ؟؟؟ یعنی چی از ما که گذشت یا ما جستیم !!!!!ما هم آیین نامه را اجرا نکردیم اما چون گردن کلفتریم وکسی جرات نمی کنه به ما چیزی بگه پس باید بقیه جواب پس بدن و قانون اجرا کنن و مجازات بشن چون اونها تو خط تولیدهستن و یک کار روتین انجام میدن حالا اگر هم برن یا اخراج بشن اینقدر آدم هست که بیاد که اصلا مهم نیست ... حتما همین فکر تو ذهن همکار عزیز من میگذره که میگه از ما که گذشت !!!می دونم آخرشم نمی تونم تحمل کنم و می رم میگم منم موبایلم دوربین داره اگه قراره کسری موجودی تو پرداخت حقوق ها از این طریقها در بیارین منم سهیم باشم . اینجوری وقتی این ماه تمام حقوقمه گرفتم عذاب وجدان ندارم که همکار بخش تولید منم تمام ماه زحمت کشیده اما اون به جای ما داره مجازات می شه .خیلی به خاطر این موضوع ناراحتم.
هفتم :ناراحتیم به خاطر یک چیزایی دیگه هم هست که خیلی نمی تونم در موردش بنویسم لعنت به این سانسور که حتی با سانسورم بلد نیستم بگم.شاید نمی خوام بگم .اگر میگفتم اینجوری نبودم .می ترسم......
پی نوشت :مرسی از کامنتها.دعا کنین زودتر تصمیم بگیرم .و اینکه تحملم بیشتر بشه .کم آوردم.


